نویی یه اتاقی داشت که یه جورایی مدفن او به حساب می اومد جایی که نویی توش خلاف میکرد و آبجو میخورد و ..نویی مجمع الامراض هم بود.سرطان وعقده های جنسی و ... که بهش اجازه میداد دست به هر کاری بزنه .با پدرش گلاویز بشه و به دختر آبجو فروش پیشنهاد بده و ماشین بدزده.دیدن صحنه ای که نویی داره قبر میکنه تا پول دربیاره خیلی درد آوره ولی...
نویی وارد اتاقک زیر زمینی میشه ویه اتفاق خیلی بدی می افته .خیلی بد...زلزله میاد و تمامی اهل محل کشته میشن...همشون به جز نویی آلبینو . نویی آلبینویی که همه رو اذیت کرده بود....
تنها نقطه ی اشتراک این فیلم با بقیه ی کاراش فقدان صحنه های سکسی بی مورده است که یکی از اصلی ترین نقاط قوت فینچر است.فینچر اگر هم بخوا د چیزی رو نشون بده کاملا نمادین و حرفه ای انجام میده.نه مثل فیلم های برتولوچی که مدام با این صحنه ها خودشو تبلیغ میکنه.این فیلم رو حتما باید دید.........
اصلا پیشنهاد نمی کنم که این فیلم رو ببینید....
دو سه روز پیش این فیلمو دیدم خیلی تکان دهنده بود مخصوصا آخرش.داستان خیلی جالبی هم داشت که اگه خودتون ببینید بهتره....این فیلم یه شباهت دوری هم با فیلم perfum داشت. با این تفاوت که به جای حس بویایی از از قوه ی موسیقایی استفاده کرده بود.و شرایط به دنیا آمدن بچه هم مثل فیلم perfum بود.تو پرفیوم میدیدی که اون بچه تو موقعیتی به دنیا میاد که انواع و اقسام بوهای گند و کثافت مثل فضله و پوست ماهی وادرارو .......وجود داشت .در افسانه ی ۱۹۰۰ هم همینطور بود .یعنی در جایی به دنیا میاد که هر نوغ سرو صدای آزار دهنده ای وجود داشت . صدای کوره. لنگر. فریاد کارگر هاو...که باعث میشه اون بچه به یه پیانیست قدر تبدیل بشه....
یکی از زیبا ترین نکته های این فیلم نگاهی منفی بود که به مثل افلاطونی داشت.وقتی که نقش اصلی فیلم میخواست از اون کشتی پیاده شه یه چیزی متوقفش میکنه و اون[...]بود که ندید.همین باعث میشه که از اون کشتی (غار افلاطونی) بیرون نیاد و نکبت و بدبختی دنیا رو کمتر ببینه.با اینکه تقریبا قدیمی بود ولی حتما ببینید .حتما.....
دو اپیزود آبی و سفید با ضربه ی نهایی به مخاطب ٬یعنی قرمز شناخته میشن. این سه تا فیلم رابطه های کوتاهی هم با هم دارن . مثل صحنه ی دادگاه که ژولی(بازیگر آبی) در قسمتی از فیلم با کارول(بازیگر سفید)در یک زاویه قرار میگیرن. این نشون دهنده ی ارتباط مردم عادی با یکدیگر است حالا این ارتباط هر چقدر هم که ضعیف باشه
ژولیت بینوش در آبی شاهکار کرد.مخصوصا در اول فیلم که وقتی خبر کشته شدن همسر ودخترش را در سانحه ی رانندگی به او میرسونن ٬ چشمانش در یک close up خیلی عالی ٬ چنان حالت بی روحی به خود می گیرن که تماشاگر از دیدن بقیه ی فیلم دلزده میشه......
و این که که المان رنگها در هر اپیزود رعایت شده . در آبی وسفید خیلی به جا و مناسب بود ولی در قرمز کاربرد رنگها یه خرده غلو شده بود.....حتما ببینین . حتما.....................
هارولد یه کارمند معمولیه که یه روز تو ایستگاه اتوبوس یه ندایی بهش میرسه که "هارولد در ایستگاه اتوبوسه ونمیدونه که به زودی قراره بمیره" . وزندگی جدید هارولد با نویسنده شروع میشه.بعد از کلی ماجراهای عجیب و غریب بالاخره هارولد نویسنده رو پیدا می کنه .
در آخر میبینید که هارولد در ایستگاه با اتو بوس تصادف میکنه و کشته میشه...!!!!
اون نویسنده همچین تصمیمی رو گرفته بود . حق داشت چون بالا خره هارولد مال اون بود.......
نویسنده ی من کیه...........؟
"stranger than fiction"یکی از بهترین فیلم هایی بود که تا حالا دیده بودم.

امروز که داشتم میومدم خونه متوجه یه چیزی شدم . بانک پارسیان.پرده سرای داریوش. رستوران بابک.
جواهری تخت جمشید.املاک فروهر .موبایل پارتیران.قنادی ساسان و..... ایران اســــــــلامــــــــــی....
باید برم پیش یه روانشناس شهری تا دلیل علاقه ی مردم به عناوین و اسمهای رایج در ایران پیش از اسلام رو بفهمم.
هرکی می خواد معنی واقعی ودرست رویاپردازی وا یده آلیسم رو درک کنه چاره ای نداره جز این که این فیلم رو ببینه.
همونطور که از اسم فیلم پیداست داستان در مورد دو خواهرو برادره (الیزابت و تئو) که افکارشون در عوالم بچگی در جا میزنه وخودشون هم خبر ندارن .حرکات و رفتار هایی که از این دو نفر سر میزنه به چشم متیو (جوون آمریکایی که مهمانشان بود) وتمامی مردم جهان یه جورایی کمتر از جنایت نیست.
متیو از الیزابت میرسه که :تو چه جوری میتونی با برادرت همچین کارهایی بکنی؟
خیلی راحت چون ما دو قلو های به هم چسبیده بودیم
اگه پدر و مادرت بفهمن چی؟
این اتفاق نمیافته.....
اگه افتاد...؟
خودمو میکشم........
پدرو مادرش میفهمن والیزابت خودشو نمی کشه چون کمونیست های فرانسه تظا هراتی را علیه ژنرال دوگول برپا کرده بودند.تئو والیزابت تو تظاهرات شرکت میکنن.برای چی؟برای تفریح وپرت کردن کوکتل مولوتوف........